زبان از یاد رفته

 

آخ جون آخ جون.. با!( البته گاهی هم  بدل به آخ دون( با تاکید بر ن می شود.)

( ترجمه اش می شود : خاله جون !خاله جون !بیا!با دست کوچولویش اشاره هم میکند!)- کجا بیام عزیزمن؟

-با نخش!( دوست کوچکش را به سینه اش می زند: تو بخل!( بیا نقاشی! من را بغل کن!( تو در زبان رادین یعنی من.. او از این امر که او را تو صدا می کنیم  ضمیر تو را متعلق به خودش می داند. او برای خودش" تو " است")

بنابر این مرا تصور کنید که با یک دست پسر کوچولوی دو ساله شیرینی را بغل کرده ام و از دستم دیگرم یک دفتر نقاشی بزرگ و یک بسته ماژیک 12 رنگ.. تقریباً آویزان است)  و خسته و خوشحال به محل بازی هایمان میروم.. به اطاق خودم .جایی که هر از گاه توسط رادین تویش طوفان میشودئ.. البته طوفان سبک و زیبا و  زودگذر بهاری..خواهرم صدا می کند"اینقدر خالجونی بیچاره رو اذیت نکن رادین!

نه! تو با آخ جون .. نخش..( نه! من با خالجون نقاشی...)

این زبان شگفت شیرین را دوست دارم.. زبان شکسته و شگفت و شیرینی که بتدریج از یاد میرود و جای آن را کلماتی میگیرد که..

به زبان زیبای رادین گوش میدهم و نگاه می کنم..این زبان دیدنی هم هست..حرکت شیرین دست ها..( رادین گاهی تماماً خودش را  به یک طرف کج میکند.. گاهی هم با حالت صورتش حرف میزند..) این زبانرا یک دنیا دوست دارم ..زبانی که ترجمه زبان  فرشتگان به زبان ما آدمهاست.. زبان از یاد رفته..

او حرف آ را برای بیان در خواست به کلمات اضافه میکند.. به این "آ توپ" می شود:" توپ می خواهم"و " آدده " میشود" می خواهم بروم دده یا همان به زبان کوچولو ها  :" گردش..

در یازده روزی که با مامان و با بایش به دیدار عمه و مادر بزرگ و عموها و پدر بزرگش رفته بود چند رنگ و اسم چندین حیوان را یاد گرفته است.

بگذارید چند تا از این کلمات شیرین را بریتان اینجا بنویسم:"

خرگوش: خگوش 

کوآ: کوآلا

پن: پنگوئن

ببررر: ببر

شی: شیر

موس:( موش و سنجاب )

می میو یا می نو می نو : گربه

آپو: سگ

گورگ:گرگ

جوغخد: جغد

شبژ : سبز

شوتی: صورتی

ییخقمژ: قرمز

آآبی: آبی

ژرد: زرد

دور دور ها : دوی دویا

و...

 در زبان شکسته و شیرین او توانایی قدرت تلفظ "خ" هنوز کامل نیست او این حرف را با ای یا ا تلفظ میکند به همین علت  به خرس می گوید :" ایخس!"

و در این زبان زبان دوست داشتنی و نازنین من هم :" آخ جون! ( خالجون)هستم.یکی از بهترین لقب ها و اسم هایی که در طول عمرم  از کسی شنیده ام.

آیا شما هیچوقت در چنین زبان قشنگی

"آخ جون" کسی بوده اید؟

/ 10 نظر / 34 بازدید
وحيد زايري

سلام بر جناب آخ جون خيلي از نوشته تان لذت بردم . بسيار لطيف و زيبا بود . سال نو بر شما و خانواده محترم و كوچول عزيز پر خير و بركت باشد .

دخترباران

خیلی قشنگ نوشتی ملاحت![بغل] نه من آخ جون کسی نبودم... شاید چون اینقدربچه هام انتظارنقش مادری داشتن ازم،به نقش آخ جونی به قدرتو نتونستم بپردازم...

راهی

ملاحت عزیز سال نو تون مبارک .سال پر از شادی براتون آرزو دارم. دنیای این کوچولوها اصلا قابل وصف نیست .من که هر وقت می خوام بنویسم نمی دونم از کدوم قسمتش بنویسم .... اتفاقا همین امروز برای صدرا نوشتم.

همايون

سلام دوست خوبم وای که چقدر این عکسها ناز بودند زبان بچه ها خیلی شیرین است تشکر [گل][گل][گل][گل][گل]

uranus

الهی! چقدر نازن این بچه ها من حرف زدنشو خیلی دوس دارم[بغل]

uranus

راستی عیدتون مبارک[گل] آرزو میکنم سالی پر از خوشبختی و شادی و موفقیت داشته باشین[تایید] [گل]

دنیا

عالی بود و شیرین به طعم کلمه هایی که از زبان فرشته ی زمینی نوشتی..من دوره ای دو دو بودم برای برادر زادم :)

دنیا

راستی خیلی وقته کامنتی ازتون دریافت نکردما! ممنون از این جوابهای پر محبت

حقیقت داستان و افسانه

من آپم چهار ماهه بودم، سن وبلاگم از همه کمتر بود. تو این دنیای مجازی چقدر آدم وجود داره! هر کسی میاد و میره! - بی بی، بفرمایید بنشینید و بخونید! حتما شما هم داستان برای نوه ها می خواین. کمکتون کنم خوشحال میشما. - شوش، شوش! ... با لینک شروع کنیم! ... - ببخشید!! ... من در دریای پر طلاطم زندگی بالا و پایین می رفتم، شور و هیجان تمام وجودم را پر کرده بود، هر روز رو وب کار می کردم! مطلب، مطلب! عکس، مطلب! مطلب، عکس! اونها منو نمی دیدن! فقط سرگرم عکس ها و مطالب بودن! صفحات را تند تند ورق می زدند و می رفتند! جایی دیگر و مکانی دیگر! بعضی ها هم نمی دونستن دنبال چی هستن! خوننده ی بیشتر، وب زیباتر، لینک بیشتر! بعضی ها شون حتی از هم دیگه هم می ترسیدن! تازه همدیگر رو هم لینک کرده بودن! حتی اسماشون هم مستعاره! - حتماً اینها مقصر نیستند! حتماً! ... حسام

حسين

سلام دوست عزیز خدا حفظش کنه این کوچولوی زیبا رو[لبخند][گل]