حسین آقا

حسین آقا سر مغازه یکی از بستگانم کار میکند . موهای او علی رغم آنکه چندان بزرگتر از من نیست یکدست سفید شده..و به خاطر نگهبانی های فراوان شبانه و کم غذایی و کار سخت بسیار روزها لنگ میزند یا کمی سرش گیج میرود اما همچنان با تمام قوا کار میکند. حسین آقا روزهای زیادی در ساختمان این و آن می خوابد .زیرا خانه اش دو اطاق دارد و در این دو اطاق یکی 4 تا از اعضای خانه همسر و سه  فرزند و در یکی عروس و پسرش زندگی میکنند . از این سه فرزند ( فرزند چهارم دختری که ازدواج کرده و رفته) دو تا فرزندان خواهر حسین آقا هستند که پس از مرگ والدینشان از فرستادن آنها و جدا کردنشان اجتناب کرده و آورده شان پیش خودش.

حسین آقا با تمام این خستگی ها صورتی مهربان و آرام دارد. امید او به زندگی خیلی زیاد نیست.پسر 16 ساله اش درغیاب پدر راه بدی را انتخاب کرده و ..بعد هم اعتیاد تفننی و ..

با این همه او باز هم تلاش میکند تا خانواده اش گرسنه نمانند . 

کسانی را می شناسم که یکی از ماشینهای دوسال اخیرشان قیمتی برابر تمام حقوق 15 سال اخیر من دارد و هی آدم را به قناعت و ساده زیستی دعوت و امر میکنند .

بابا جان بی خیال! من که می بینم صبح  ها دارید با چه ماشینی سر کار میروید و کجا و کجا و کجاها خانه دارید .

شما که حسین آقا نیستید . من حرف حسین آقا را باور میکنم. نه شما هارا!

 

/ 4 نظر / 16 بازدید
اسراء

آپــــــــــــــــــــم منتظر نيم نگاهي هرچند گذرا ....

سخر

آفرين براين مرد ميشه كاملا تعريف مردانگي و غيرت . ساده زيستن و محبت و دلخوشي رو در اين مرد پيدا كرد. خوش بحالش با قلب بزرگش. بهترين نعمت زندگي رو خداي بزرگ بهش بخشيده خوش به سعادتش.

یاس

درست می گی عزیزم .این جور افراد در زندگی واطراف ما کم نیستن . ای کاش ان دیگری ها نیم نگاهی به این افراد بیندازند .

یازار

یک اشنایی داریم که اسمش حسین آقا هست اصلا ازش خوشم نمیاد یاد اون افتادم حال بد شد