تا زمانی که احمق در جهان است ظالم گرسنه نمیماند

کی رذالت و خیانت و پستی نقاب عشق و زیرکی برچهره زد ؟

 

1.فرصت ها همچنان کوتاهند و من همچنان درگیر و البته آرام..

در خانه هنگام درست کردن شام آب انار و گردوی رنده شده رو اضافه میکنم به کباب و میچشم بله..درست شد

در حال جارو کردن   ذهنم به پاسخ هایی در فضای مجازی میاندیشد که مرا یاد کسانی در فضای حقیقی میاندازد ..

زورگو ها دروغگو ها خیانت پیشه ها.. البته بزدلها..

گاندی روزی گفته بود عریضه یک مرد ضعیف بیانیه ضعف اوست..من این بیانیه ها رو در لابلای کلمات تلخ و شیرین میبینم چون زهر پنهان در عسل مصنوعی..

در جامعه من..در جهانی که میشناختم این همه رذالت کی فراگیر شد .. کی جهل و نادانی و مطالعه ناکافی قدرت محسوب شد ؟

کی زورگو  ها و نادانها شدند اهل غیرت ؟ کی بی اعتقادی شد روشن بینی؟

این جرات که با دانش فهم و مطالعه ناکافی دهان به نقد بگشاییم کی در جامعه من همه گیر شد ؟این همه چیز دانان هیچ ندان و تایید کننده هایشان کی این چنین گستاخ شدند؟ جالب است که با خودشان یار و همراه می آورند تا با این یارکشی های مجازی..واقعا که..به قول ما گیلک ها ( شاله بوگوفتید تی شاهد کیه بوگوفته می دوم..به شغال گفتند شاهدت کیست گفت دمم!)

2.دایناسور ها:

 

تو حق داری که میگویی ناراحت نشوم همسرم..

اما آخر گمان نمیکردم  در فضای متمدن ما که اینقدر به چه و چه مجهز هست هنوز هم دایناسور هایی باشند که گمان کنند اگر زنی دست به قلم برد خانه و کاشانه اش را رها کرده است و با کله شیرجه زده است توی فضای مجازی..البته به این حضرات حق میدهم..در جهان دورغین و پست و قطبی که آنها میخواهند بهتر آن است که زن همواره یا جلوی آینه باشد ( بدون دیدن سیمای حقیقی و روح خودش) یا پشت پیشخوان آشپزخانه ..چنین زنی فرصت دفاع از حقوق خود و دیگران را ندارد ..و صد البته هر چه لال تر بهتر..این حضرات نه چیزی از بانو مهکامه محصص میدانند نه از پروین اعتصامی نازنین نه از ساروجینی نایدو..نه از ایندیرانا گاندی..نه از اگنس( همان مادر ترزای خودمان) ..نه از دختر گرداننده دانشگاه الازهر چیزی میدانند ..البته که نه مادر گاریبالدی را میشناسند نه مادرخوانده آبراهام لینکلن را..از دوبووار ..ولف و هزاران زن و مرد بزرگ دیگر هم نهایتا نامی به گوششان خورده باشد ..اگر!!

در چشم نزدیک بین این حضرات یک چشم مرد هنوز آن عربده کش زورگوست و زن هنوز آن ضعیفه محتاله مکاره..یکی محکوم به زور گفتن است و یکی محکوم به زور شنیدن ..همسر نازنین من..بیا از این دایناسور ها و به اصطلاح عقایدشان بگذریم و طبق معمول به آنها بخندیم..هرکسی بر طینت خود خو کند ..ماه نور افشان و ..سگ..عوعو کند( البته دور از جناب سگ..که موجود محترم و فادار و باحالی است برخلاف اینها!!)

همسرم

واگذارشان میکنم به خداوندی که زن و مرد را زیبا و رابطه آنها را مشفقانه عاشقانه مهربانانه و دوستانه آفرید ..این فسیلها را بگذار فسیلی خودشان را بکنند ..آنها هنوز برای درک رابطه عظیمی که خداوند بین این دوپاره از هستی بزرگ خودش آفرید بیش از حد حقیراند..هنوز خیلی مانده است بفهمند یک مرد یک زن..یک انسان برای چه همه توانایی هایی کوچک و بزرگی خلق شده و قادر است چقدر زیبا آنها را مدیریت کند ..از این موجدات تک بعدی انتظار درک همه ابعاد انسان نمیرود عزیز من..

پیوست:

بروم که کلی کار مانده!

پیوست دوم برای یاسمین عزیز:

این جمله نیچه رو با مختصری تغییر ازکتاب چنین گفت زرتشت برات مینویسم عزیزم:

ترا میبینم که از آزار خرمگس ها به ستوه آمده ای..اما دوست  من تو انسانی .تو بیش از آنی که مگس کش این حشرات ضعیف باشی..

( ولشون کن..حتی ارزش همین جمله من و تو رو درباره شون ندارن خانم گلم!)

پیوست دوم:

یاسی جان الان دو روز دیگه همین جمله رو در راستای ماست مالی حقارتهای خودشون پیدا میکنی..ماشالله این قدر فقر مطالعه و زندگیو تجارب  دارن  جملاتشونم از این جا اونجا اقتباس میکنن..عین زندگی شون!!!!

 

/ 4 نظر / 20 بازدید
یاسمین

سلام ملاحت جان . بسیار زیبا نوشتید . تا زمانی که احمق در جهان است ،ظالم گرسنه نمیماند .

یاسمین

ممنون ملاحت عزیز برای همراهی همیشگیتون و لطفتون به من [گل] دوست من تو انسانی .تو بیش از آنی که مگس کش این حشرات ضعیف باشی... ممنون . خیلی به دلم نشست . فرمایش شما متین .[گل]

مریم(دختر عموی کوچک شما!)

دختر عموی خوبم جایی در همین دنیای مجازی خواندم: مرد "ضعیف" بود که زن شد "ضعیفه"! دیدم زیباتر از کلام حضرت رسول نیست که فرمودند مردان بزرگ زنان را بزرگ می دارند و فرومایگان آنان را خوار می شمارند! بحث زن بودن و مرد بودن و این حرف ها نیست بگمانم خیلی از آدمها فراتر از نوک بینی مبارکشان را نمی بینند، چه برسد که زوایای روح یک بانو را بفهمند و قادر به درک اندیشه ی او باشند. از کنار بعضی ها فقط باید آهسته گذشت که ابر سیاه اندیشه شان بر آسمان زندگی مان حتی برای لحظه ای سایه نندازد.. این ها خودشان مدام درگیر طوفانند حتما! خوشحالم که می خوانمتان...آن هم بسیار[لبخند]

سیاوش رضازاده

من البته به سهم خودم ، عمیقا متاسفم که امروز در پایان سال 2013 میلادی و آخرین روزهای پاییز سال 1392 خورشیدی ، که شاید در جهان معاصر ، " احمقی " زنده مانده باشد . بدون هیچ شک و تردیدی ، شما می دانید :" مضمون اساسی دوران معاصر ، حرکت به سمت تعقل و خردمندی است . " پس در این جوامع ، " جای احمق فرضی در موزه است ." با درود ، بدرود !