خداوندا ما را از دروغ های دانسته مصون بدار..

 می خواستم درباره کتاب کوری که این هفته با دوستان باید به تحلیلش بپردازیم مطلبی بنویسم اما ناخواسته سایتی که عنوان خبری تحلیلی را دارد باز کردم که به اشاعه تعدد زوجات می پردازد و مدیر ار جمند این سایت هر که را مخالف شرایط خود بپندارد به الفاظ شیرینی چون: حسود ..موافق و همراه فرق ضاله..ترشیده ..فیمنیست و ...ملقب می فرماید .

کمی خواندم و دیدم ایشان برای کسانی که وجه پر مخاطب تر و سنبه استدلالی به اصلاح  پر زور تری مانند شبکه های صدا و سیما دارند که برای تشریح موضوع از مبلغان مذهبی استفاده کرده اند اعتراض روی اعتراض آورده و فرموده که ایشان دست تعطیل احکام خدا زده اند!

نعوذ بالله اگر آدم معمول و ساده ای مثل من که این همه پشت ندارد حرفی بزند به تریش قبای ایشان بربخورد چه می گویند لابد؟مانده ام چرا کسی سایت تحلیلی خبری نمی زند برای اشاعه جلوگیری از دروغ؟ برای جلوگیری از اشاعه روابط پنهان آلوده و خزنده ؟ایشان در جایی فرموده اند ایرانی پرده نشین نبوده ( زن ایرانی منظور فرمایش ایشان است!!) اما شاغل هم نبوده!

حضرت اجل اشرف!

زن ایرانی که من می شناسم از جنس نوع امثال من پردگی حریم حرم هیچ سلطانی و خانی و زالویی  نبوده!زارع بوده است مثل مادربزرگ ارجمندم. مادر پدرم ارجمندم بسیار روزها ...تا زانو در آب و گل و به تمامی ایستاده بر پای شرف مثل مرد همراهش!سهمش از دارایی و نداری همسرش یکی بوده!چهارپاره  استخوانش غیرت بوده و زحمت

و مادر چند فرزند بوده که همه شان به شکر خدا زحمت کشیده اند.. آموخته اند و خودشان هم شده اند مثل او!

حضرت مبلغ تعدد زوجات!

مادر بزرگ مادری من قادر نبود بعد از دومین بار شکستن پاهایش کامل راه برود اما به همان به قول ما دو کند زانو 90 درصد کارهای خانه را انجام میداده و همسرش..پدر بزرگ من هم  هیچوقت به ذهنش هم خطور نکرده بوده برای این زن ساده بی زبان هوو بیاورد! از پدربزرگم عکس های کمی دارم هروقت خواسته بودند ازو عکسی بگیرند میگفت : من عکس را میخواهم چه کنم بچه ها..شماها عکس های من هستید ...

جناب والا مقام!

مادربزرگ مادری من معلم مکتبخانه ای بوده که در آن در کنار جوهری و گلستان به بچه ها قرآن می آموخته اند..مانده ام چرا آنچه مادربزرگ و پدر بزرگم بدان اینقدر مقید بودند بر بی آزاری ..وفاداری.. محبت.. عشق.. راستی کوشایی... مهربانی و صبوری و گذشت و ادب استوار بوده و آنچه شما برداشت می فرمایید این قدر...

جناب والا!

من نوه چنین آدمهایی هستم.کسانی که استثنائات را با قواعد اشتباه نمیگرفتند. جایگاهشان را هم...چطور میفرمایی که زن ایرانی شاغل نبوده؟از کجا این را در آورده ای؟مادر بزرگم مادر مادرم پا به پای همسرش کار میکرده و با فعالیتهایی در آمد زا در چرخاندن چرخه زندگی او را یاری میکرده..مادر من هم..

اگر قرار است از وجود انسانی مرد یا زن نمیدانم..تعریفی بتراشی و بعد بخواهی به زور انسان را کج و کوله کنی..دفرمه کنی بد شکل کنی تا توی قالب ناقصت جابگیرد برو آدمهای هم قد و قواره این قالب ناقص پیدا کن. در آن بگنجان..به آباء و اجداد من توهین نکن جناب!

زن و مرد در طایفه من پشت در پشت حرمت داشته اند به در کشان..به تقابل و تعاملشان که رابطه ای نابرابر نبوده..به فهمشان از حیات و همدیگر .. به مهربانی شان..و میراثی که برای من گذاشته اند تلاش برای بهتر کردن این رابطه ها و زیستن بر اساس آنها بوده نه پس رفت به کشور هایی که در آن هنوزوقتی دختری مورد تعدی و هتک حرمت خویشاوندان نزدیک خودش قرار میگیرد عین جزامی ها در خانه ای جدا از جامعه منزوی و دور زندگی میکند..

پدر بزرگ صنعتگر من که نه استاد دانشگاه بود و نه تحصیل کرده و نه روشنفکر بود  چهل 50 سال قبل فرزندان دخترش را برای تحصیل و کار فرستاد با این استدلال:

 زنی که در آمد نداشته باشد ممکن است بعد از پدر و برادرانش مورد ظلم جامعه قرار بگیرد . دختر هایم باید دستشان توی جیب خودشان برود . 

خداییش مانده ام و.قتی مردی مثل پدر بزرگم در طایفه ام است چرا باید سند و مستند بیاورم از مسئولی از کشور افغانستان که در آن هنوز زن و تعرض به او  در بسیاری از شهر ها و روستاها نقطه ضعفی  برای کینه کشی از طایفه مخالف است...

یعنی ارزش فرهنگی سرزمین من چنان نازل شده که برای جا انداختن سننی که فقط به عنوان استثنای خاص میشود به آنها در مواردی بسیار نادر نگریست باید برویم ازفلان مقام والای  کشور افریقایی ایکس که سیزده همسر دارد سند بیاوریم؟یا ازکشور هایی چون پاکستان که در آنها هنوز اسید پاشی به یک زن از دزدیدن یک وسیله منزل کمتر است؟

پی اس:

خداوندا! من می دانم که تو بسیار صبوری.. ولی من انسانم اینقدر صبر ندارم ..کمکی برسان ..

 

 

 

 

 

/ 9 نظر / 6 بازدید
یاس

عزیزم باهات موافقم .مادران ومادربزرگ های ما شاید استاد دکتر یا معلم نبوده اند ولی همه پا به پای همسر برای گذران زندگی تلاش می کردند .تا جایی هم که مرور می کنم در خانواده های ما هرگز چند همسری مرسوم نبوده و زن ومرد با خوب وبد هم می گذراندند .ولی گویا اکنون به تلاش چنین سایت هایی باید چیزهای دیگری راشاهد باشیم .

زن مش ماشا... بی درد

مشکل همین است خواهر گلم.مادربزرگم پابه پای پدربزرگم کر کرد و خم به ابرو نیاورد.پدربزرگم هم قدرش را دانست.اما من پا به پای شوهرم کار میکنم در خانه هم کار میکنم و او قدر نمیداند.ما زن ها عوض نشده ایم اما بعضی مردها عوضی شده اند.

همایون

سلام دوستم من بعنوان یک مرد این قوانین چند همسری را ظلم فاحش به بانوان میدانم. مرد سالاری بس است ... باید انسان سالار بود. زن و مرد یکسان هستند و باید از این ظلم مسلم جلوگیری بعمل آید تشکر فراوان...[لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]

یک همشهری احتمالی

سلام ملاحت خانوم شما رشتی هستی؟ اگه اره بفرما توی این شهر محلی برای گذرانیدن شبها برای خانومی بی کس و کار هست؟ توی مسیرم چند بار یه زنی برخورد کردم که بعد از تاریکی هوا با دو تا ساک و یه چتر گوشه ای از پیاده رو نزدیک بستان ملت تا صبح سگ لرز میزنه همین الان - ساعت 19:50 روز پنجشنبه دوم اذر 91 - اون بیرونه بدون اینکه کسی اهمیتی بهش بده . سوالم اینه جایی هست که بشه باهاشون تماس گرفت و وضعیت این بنده خدا رو بهشون گزارش کرد؟ خانومهای نیکوکار یا انجمن های خیریه نمیشناسی؟ من منتظرم ممنون

سپیده

عزیزم [گل] همین حرفا دل آدمو میسوزونه . اون که حالا مرد یا زنش فرق نمیکنه اصن آدم نیست بویی از انسانیت نبرده هیچ انتظاری ازش نمیشه داشت متاسفم جایی هستیم که اینقدر بهمون ظلم و بی احترامی میکنن و نمیتونیم دفاع کنیم خیلی درد بزرگیه ... آخه چرا یکم رحم تو دل اینا نیست ...

یک همشهری احتمالی

با سلام مجدد و تشکر از توجه شما ابتدای جاده انزلی بعد از بستان ملت جنب کارخونه سابق زمزم جایی که ردیف مغازه ها تموم میشه و میخواد زمزم شروع بشه. اگه از سمت چهار راه گلسا ر بیایین و پارک ملت رو رد کنید بعد از محل اتصال راه فرعی کنار پارک به جاده انزلی سمت راست جایی هست که این خانوم و من بارها بعد از ساعت 19:30 دیده ام .

دخترباران

[ناراحت] ملاحت ازهمون کوری بنویس...

یک همشهری احتمالی

ممنون از لطف شما.اگه تونستین کاری کنین ممنون میشم به من هم همینجا خبر بدین.