گلایه

دلم عجیب گرفته ..گاهی فکر میکنم خداوند چرا گاهی اینقدر سخت میگیره ..اونم وقتی دارم اینفدر ساده میرم...یاد فیلم زیبای نان و گل می افتم ..موضوعش رو نمی گم خودتون ببینید.. حس مرد ساده توی فیلم رو کاملا می فهمم..دست بر قضا یه جورایی با من فامیلم حساب میشه..)آخرش این مرد بیرون در یک مجلس موعظه نشسته و پنهانی کفش کسانی رو پاک میکنه که برای شنیدن آمدن ..موعظه کننده می گه:"

دوستی وقتی برای خداوند باشه توش سختی نیست..اونایی که تو دوستی کم میارن واسه اینه که مبدا اصلی رو گم کردن.. واسه همین کم میارن...گرنه اصل در دوستیه..وعشقه ..و وقتی این دو برای خدا باشه که  کم نمیارن همینه که حافظ میگه: 

بشوی اوراق اگر همدرس مایی

که علم عشق ..در دفتر نباشد..."

 

حالا روی حرفم با توست

خداوندا وقتی این قلبو به من می دادی می دونستی باری رو یر دوشم گذاشتی که بر کوه ها سنگینه...پس خودت کمکم کن..می دونی که در دوستی صادقم.به تو از این که صداقتم رندی تلقی بشه و بر من انگ ریا کاری بخوره( اونم از جانب چه کسانی!!!) شکایت میکنم..گلایه مو به تو میگم..تو بیش از هر کسی از درون من آگاهی...

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

سام هر وقت نتوانستی کسی را فراموش کنی،یعنی هنوز در خاطر او هستی! "افلاطون" [لبخند][گل]

حسام

از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی ازخود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند.

عادله

ان الله خبیر بصیر[قلب]

الناز

ما که باور داریم روزی پروانه میشویم بگذار روزگار تا میتواند پیله کند کاشکی همه ی دنیا میدونستن که بهترینی[قلب]

لی لا نوحی

سلام ملاحت جونم حالا که قرعه کشیدن این بار به نام ما زده شده خودش کمکمون می کنه خیالت راحت باشه خواهری[گل]

لی لا نوحی

سلام ملاحت جونم حالا که قرعه کشیدن این بار به نام ما زده شده خودش کمکمون می کنه خیالت راحت باشه خواهری[گل]

عاطفه خادم

سلام دوست صادقم چقدر خوبه که هنوز با تمام... دست کم ..."با خدای خودت رفیق تری" که باهاش درد و دل کنی دلم گرفته بدجوری ملاحت ایکاش دنیا یه جور دیگه بود بچه که بودم برام الدوز و عروسک سخنگو صمد بهرنگی رو می خوندن الدوز یه عروسک پارچه ای داشت که از هر جا دلش میگرفت شکایتش رو میبرد واسه عروسکش و اونقدر بهش گفت"عروسک گنده یا تو حرف بزن یا من میترکم" تا سرآخر عروسکش رو به حرف آورد اما عروسک گنده من هیچ وقت عروسک سخنگو نشد

عاطفه خادم

سلام دوست صادقم چقدر خوبه که هنوز با تمام... دست کم ..."با خدای خودت رفیق تری" که باهاش درد و دل کنی دلم گرفته بدجوری ملاحت ایکاش دنیا یه جور دیگه بود بچه که بودم برام الدوز و عروسک سخنگو صمد بهرنگی رو می خوندن الدوز یه عروسک پارچه ای داشت که از هر جا دلش میگرفت شکایتش رو میبرد واسه عروسکش و اونقدر بهش گفت"عروسک گنده یا تو حرف بزن یا من میترکم" تا سرآخر عروسکش رو به حرف آورد اما عروسک گنده من هیچ وقت عروسک سخنگو نشد

همایون

سلام دوستم حرف دل همه را زدی تشکر [لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]