و سلام بر ارواحی که در آستانت خود را فنا کردند

وقتی واحد جامعه شناسی دین رو با دکتر سارا شریعتی پاس میکردم داشتم

اشکال تغییر جلوه های رفتار دینی رو ای..همچین..یه  نیمچه بررسی ای

میکردم..و البته که پاری اوقات اوضاع فکرم بسی خطری میشد!!!نه از آن رو

که به دین بودن دینم شک میکردم.. از این رو که به قول استاد سارا میدیدم

:"جامعه شناسی از این رو  به دین  خدمت  میکنه که نشون میده چی دین

هست و چی.. دین.. نیست.."این ایده عجیب هی تو کله ام بالا پایین میکنه که

واقعاً ببینم ..کجاها اون چه ما به نام عاشورا و زنده داشتن یاد حسین بن علی

(ع)انجام میدیم.. واقعاً دینی یه و چی ها..نه.

از جمله شنیدم  و میبینم در سالهای اخیر علم و کتل گردانی ممنوع شده و

علم های قدیمی محله مون(که دورش سه چهارتا زیارتگاه هست)غریبانه و

بدون زینت هاشون کنار دیوار مسجدا قرار گرفتن...

حتی اگر تغییر مناسک مذهبی علتی علمی و عقلی وچی چی داشته

باشه..کسانی که ناگهان به ضرب یه بخشنامه میخوان این تغییراتو انجام بدن

باید به ذهن  و بیش از اون به قلب مردمی که میخوان این تغییرو سرشون نازل

کنن فکر کرده باشن..

 یکی از همکارای من یه نقاش آماتوره و گاهی برای  مردم روستاهای اطراف

نقاشی های دیواری میکشه..از دو جمله اون دو تصویر از حضرت عباس بر

دیوار دوتا مسجد روستایی یه و مردم اون دو روستا انس زیادی به این تصاویر

داشتن .همکارم برام توضیح داد که وقتی اومدن در یه روستا تصویر رو با رنگ

بپوشونن محشری به پاشد که نگو..

تو روستای دیگه هم مردم از پوشاندن تصویر با رنگ ممانعت کردن و روش رو با

یه پرده پوشوندن.. و هنوز هم اگه برین اونجا و پرده رو کنار بزنین نذوراتی رو

میبینین که یواشکی زیر پرده گذاشته میشن..

نه نه نه.. تصور نکنین من میخوام اقسامی از بت پرستی یا قهرمان پروری

مبالغه آمیز رو ترویج کنم. اونم به اسم استفاده از جامعه شناسی!

 در من دوتا آدم هست کسی که با تردید نگاه میکنه و همیشه در رد و قبوله و

ایمان یا اعتقاداتش عقلانی تر از اون بدست آمده که با با تغییر شرایط براحتی

عوض شه و کسی که با قلب یه بچه دوازده ساله دلش برای پابرهنه بودن و

تماشای کتل ها و پنجه ها و علم های سر نگون شب شام غریبان که روشون سیاه کشیده شده تنگ میشه..این نفر دومه که میتونه حس و همدلی کنه که

بیشتر مردم چی میخوان و چرا اینجوری فکر یا حس میکنن و همین آدمه که

همیشه به خودش  و به من میگه حتی اگر مردم جامعه ای.. تصوراتشون

عقلانی به نظر نمیاد باید دوستشون داشت و درکشون کرد و اگر قراره کسی

کمکشون کنه.. نباید از بالای کرسی علم و منطق و .. و..( که نمیتونم بنویسم

چون آغوز دار!)بهشون نگاه کنه..به نظرم اینجوری آدم یه کمی آدم تره..