1

ای که من برای دل هایی بمیرم
که طعمه گلوله  شدند
 اما یک" نه" از عاشقی
سر فرونیاوردند
ای بمیرم
برای لب هایی که
که جز به بوسه بر گونه کودک و دست پیر
جز آواز و جز فریاد" آزادیآزادی" نگشادند..
ای بمیرم برای شعر هایی
که در ازای "مخاطبی خاص"
 دل جهانی را
 چون آفتابگردان
 به جانب عشق
برگردانده اند..

برای "دنیا" ی بزرگ کوچکم

2

در تو باران  

گیسوانش را

با دختران شهرم  به مهربانی

شریک میشود

در تو رد هر رود  بیقرار

به غزلی میرسد

تو ملتقای بنفشه و بهار نارنج و نسترنی

تو دیواری خسته نیستی

در کوچه ای کهن

 اما تمام یاس های بنفش در اشعار من

 سر بر شانه تو دارند...

عزیزم!

تو آن سالی

که تمام ماه هاش

" اردیبهشت " است!

31/1/90 :  ملاحت