مثل هر بنی بشر دیگری وقتی ..وقت هایی آرزو میکنم راهم یه

کوچولو.. یه ذره آسان تر باشه.. تقریباً هیچ کاری( حتی همین

حالا پایان نامه نوشتنم) در بودنم.. آسون نبوده..

البته نیکو کازانتزاکیس در نیایش هاش سه گونه نیایش برای سه

انسان آرزو میکنه.. نیایش کسی که از خداوند می خواد او رو در

دستان اراده ازلی خود  چون کمانی بکشه تا بتونه تیر مقدر رو

هر چه دور تر .. هر چه به هدف نزدیکتر کنه اما البته از خداوند

میخواد این کمان رو چندان نکشه که بشکنه..اما در سومین

نیایش نیکو چنان میگه:

"خداوندا!

 کمانی ام در دستان تو

 مرا آنسان که باید بکش و برکش.. چه باک اگر بشکنم؟"

من  خودم جرات چنین دعایی رو ندارم.. اما به نیایشگرانی که

شجاعانه قرن هاست به این زیبایی نیایش میکنند و اون نیایش رو

به تحقق می رسونن .. ادای احترام میکنم و از خداوند به عنوان

انسانی که از شکستن خاطرات خوبی نداره تمنا می کنم حتی

اگر مقدر ه چنین شکستنی نیروی پرتاب تیر روح اون ها رو فراهم

کنه.. شکستنی بی درد باشه..