از دیروز تا حالا مزه چیزهای شیرین چندان نمی چسبد..اول فکر کردذم شیرینی کهنه خورده ام..از ذائقه کوچولو ی رادین می پرسم :" بابایی پاست( به پاستیل می گوید پاست) خوشمزه است؟

با چشم های مثل پرنده گرد و خوشگل و بیگناهش نگاه می کند.. یک توپ گرد و قرمز سفید پاستیل را که مثل گلوله آتش اژدهاست به دهان می گذارد و می گوید:" به به!"

دهانم می گذارم..نه آن مزه را ندارد..تازه یادم می آید که از پریروز فهمیده ام دختر کوچولوی نازنین دوستم نمی تواند شیرینی بخورد همه چیز برایم بی مزه شده است...انگار همه قند ها تلخ اند..