از صبح میخوام شهریه مو بریزم نمیشه.هی با این و اون همکلاسی صحبت کن نمیشه..کلافه ام و خسته.حال خوبی رو که به واسطه بودن در حضور دختر باران و سپیده جان و معلم خوبم آقای چینی کار داشتم از دست دادم.

در گذشته پهلوانان و جویندگان ( من لیاقت هیچکدوم بودنشون رو ندارم)در جنگ های بزرگ و واقعی درگیر و زخمی می شدن. اونا در جنگ های خودشون کشته و زخمی میشدن.. اما ما چی؟

  • یک سیستم نیمه کور که با مسائل مختلف اجتماعی و اقتصادی و سیا..سی!

کند و تند میشه مشروعیت ما رو برای حضور در یه ترم مهم تحصیلی تعیین میکنه! 

  • استادی از یه جا ماخذ و از جای دیگه امتحان و از برداشت خود از نوشته ما ما رو ارزیابی میکنه.
  • سیستم نیمه کور دیگری توان پرداخت ما رو ارزیابی می کنه..
  • و سیستمی.. سیستمی .. سیستمی..

نه نه منکر زحماتی که تکنولوژی برای ساده کردن زندگی و ذخیره وقتمون کرده نیستم..فقط از جهانی که در اون قفل های عددی و کد ها به مشروعیت استفاده از دانش ها و توانایی ها رو می دن..بدم میاد..  بلز پاسکال روزی گفته بود :" خلاء این جهان نامتناهی می ترساندم.."

چه می گفت اگر مثل ما در جهانی  بود..که درواز های قفل شده اون توسط کدهای اعداد حمایت میشن؟