سلاممممممممممممم دوستان

بالاخره از مسابقات برگشتم.در یک چهارم نهایی متوقف شدیم اما رقابت نفس گیر باحالی بود . پرم از یه همه چیز که یاد گرفتم و البته آسون نبود.

امروزم اومدم دانشکده ام که اوضاع درسا رو جویا شم.یک نمره و شاید بهتر بگم اولین نمره افتضاح زندگیمو از استاد فلسفه علوم اجتماعی دریافت فرمودم.(کلکم افتادیم .نمرات بین 7 تا 12 است! به همه چی فکر کرده بودم جز این...!ناراحت

 اما راستش چنان نگران تصویب موضوع پایان نامه و نحوه رساندن خبر بد نمره ها به دوست حساسم بودم که حالیم نشد. راستش نمره افتضاحی گرفتم اما دلیلی برای باختن خودم نمیبینم. فقط امیدوارم (برای اولین بار!)پاس شم چون این ترم اصلاً حوصله کلاس اومدن هفتگی ندارم. باید رو پایان نامه کار کنم .موضوعی که بالخره به ضرب دعاهای دوستان تصویب شده...دوست دارم خیلی چیزا براتون تعریف کنم دوستان اما فعلاً نمیشه.. اجازه بدین از فردا ایشالله.. و راستی از دعا ها و محبت ها و دلگرمی هاتون ممنونم. تو اردوی مسابقات از یه چیز واقعا مطمئن شدم:نیروی دوستانم مثل آفتاب از همه جای دنیا به من میرسه...حتی وقتی بین من و اونا یه عالم ابر-فاصله است..دوست تون دارم برو بچس!( خدا شمه ره بداره!)قلب