همه نه اما بعضی از غزل های فاضل نظری زیبایی دلتنگی در خودش داره که بد ندیدم شما رو هم شریک کنم . فکر کنم از کتاب گریه های امپراطور باشه. چون حفظ بودم یادم نیست از کدوم دفترشه:
از سخن‌چینان شنیدم آشنایت نیستم؟!
خاطرات‌ ات را بیاور.. تا بگویم کیستم!

سیلی ِ هم‌صحبتی از موج خوردن سخت نیست
صخره‌ام، هر قدر بی‌مهری کنی می‌ایستم
تا نگویی اشک‌های شمع از کم‌طاقتی است
در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم
چون شکست آیینه، حیرت صد برابر می‌شود
بی‌سبب خود را شکستم تا ببینم کیستم
زندگی در برزخ ِ وصل و جدایی ساده نیست
کاش قدری پیش از این یا بعد از آن می‌زیستم

 فاضل نظری