زندگی در فضای مجازی امکانات و محدودیت های خودش رو داره.

من در همین فضا قادرم دوستان زیادی پیدا کنم و قادرم دوستان حقیقی خودمو

رو که زندگی فشرده ماشینی ما رو از هم جدا کنه به شکل فشرده و مجازی

اما با یه قلب و حس حقیقی رویت کنم.

در این فضا من گاه به اسامی کسانی برمی خورم که غمگینم میکنن.

گاه میبینم کسی که نمشناسمش منو با اسم کوچک و با شعرم تو وبلاگش

معرفیکرده و اونوقت هی فکر میکنم که این کی بوده همکلاسم.. ؟دوست

قدیمی.. یا دشمنی که زمانی عزیز بوده ؟

در این فضا همیشه نباید منتظر پاسخ باشین..

و گاهی از دوستی که کیلومتر ها دور تر از من در کشوری دیگه است دانسته

های ذیقیمتی درباره رشته تحصیلی یا کارم پیدا میکنم.. اینترنت دنیا را کوچک

نکرد .. اما فاصله ها رو کوتاه تر کرد..

 در انتهای جنگ جهانی دوم مردمی که عزیزانشون رو در جنگ از دست داده

بودن عکس ها و اسامی اونا رو بر بدنه تراموهای شهری یا قطارهای بین

شهری می چسبوندن .. تا دیگران در مسیر قطار اگه اطلاعی از اونا دارن

بهشون خبر بدن..گذر قطارها گاه خبر زندگی و البته گاه خبر مرگ عزیزانی رو

به شهر مبداء می رسوند.. اینتر نت گاهی منو یاد همون قطارمیندازه..

کسایی که در مسیر این قطارین.. آیا کسی از کسانی که دوستشون

دارم و سالهاست ازشون بیخبرم خبری دارین؟

دوستم سحر صادق ویشکایی..لیلا کیا... خانم زهیدی معلم نازنین کلاس اولم..

و یا استاد گیتی تجربه کار .. استاد ادبیات گل دوران دانشگاهم..و

باقی..دوستان خوبی که جز دوستی و مهربانیازشون یادم .. نیست...کسی

ازشون خبری داره؟