1. بهار دلکش

نغمه زیبای بهار دلکش را بیاد داری بابا؟

بخوانم؟

بهار دلکش رسید و دل..

به ..جا نباشد

از این که دلبر دمی به فکر ما نباشد..

ما در این بهار دلکش آقای میلاد و خانم سپیده را هم در خالی جای تو دست به دست دادیم. برای من نبود تو که چشم عمه ها و مامان را پر از اشک کرد معنایی نداشت و ندارد

من می دانستم که تو هستی و دستت روی شانه من بود مثل همیشه

شیطنت مهربان ترا در حین جاری شدن آن کلمات مقدس احساس کردم..

و دعای ترا و یاد و یاد چشمهای به اشک نشسته ات در لحظه عقد خودم افتادم بابای مهربان پر از احساس من..

میلاد خودش به تنهایی بسیاری از موانع را از پیش پا برداشت و حمایت ما ازو عمدتا معنوی بود. تو که میدانی میلاد کوچولوی ما چقدر مغرورو متکی به نفس است ...

حالا می توانم با آرامش  برای قولهایی که به تو داده ام به شیوه ای درست عمل کنم..کدامشان؟ اگر گفتی؟!