یک.جام رمضان

جام رمضان میایی ملاحت؟

- جام رمضان؟- همچنان که کتانی قدیمی ام را پا میکنم...فکرها و تصورات( که با هم تفاوت بسیاری دارند در کله ام میچرخند)هیجان ماه رمضان را دوست دارم..جام رمضان راهم..مسابقاتش از نه تا نیمه شب است یعنی باید از دو جا اجازه اخذ بفرمایم هم خانه پدر و هم خانه همسر ( این هم از مزایای دوران نامزدی!شوخی کردم بابا سخت نگیرید ..از سعادت های من زیستن در یک خانه سختگیرانه اما روشنفکرانه و ازدواج با یک مرد آگاه بوده است..)

از شما چه پنهان از خدا پنهان نیست مدتی ست در یک چالش جدی ورزشی شرکت نکرده ام..کمتر از یک ماه است تمرینات دوباره  را شروع کرده ام..بودن کنار "فاریا "برای مسابقه خوب است..شیوا هم دوست بدی نیست..مهاجم خوبی هم هست..اما حوصله "ن "را ندارم..خیلی نمی بینم اش   اما درون تیزبین و موذی من بچه های این باشگاه جدید را بیش از آنچه خودشان میداند می بیند و درک میکند..در همین فاصله صدای نصرا درمیاید: باشه ولی من ذخیره نمیشینما..

خنده ام میگیرد زیرا جمله قبل از آن که از دهان نصرا دربیاید در ذهن من شنیده شده بود..غرور و منم خواهی در این زمین کم نیست..در یک بازی تیمی اگر قرار باشد هرکس فقط به فکر خودش باشد و بخواهد خوش بدرخشد بازی به جایی نمیرسد..

- تو میایی ؟

فاریا دوباره میپرسد به صورت مهربان و البته زیبای فاریا نگاه میکنم ..

او یک مادر خوب و نازنین  یک همسر فوق العاده یک زن دوست داشتنی و یک دوست قابل اعتماد است..از سعادت من است که در جایی که دنبال سلامت و قدرت جسمانی بودم به چنین روح عزیز و چنین دوست خوبی رسیده ام..میگویم:"من هم میایم اما اگر تو بیایی و بخواهی..

بعد میگویم بریم همسران رو راضی کنیم..

(خب همسرم اجازه میدین برم مسابقه بدم؟من نیاز به تغییر روحیه دارم! )

دو.پاسور

در این زمین پاس نمیدهم..جزو بازیکنان عقب میایستم..عین خیالم هم نیست...دیروز قرقر ریز یکی از بچه ها را میشنیدم..چرا پاس نمیدی خب..تو پاس بهتری میدی و..

راستش حوصله همه بچه های این زمین را ندارم..در بعضی از زمین ها ورزش یک تجمل است و رفتارهای همراه آن تجملی..افرادی هستند که توان ورزشی شان از قصاب پر و پیمان سر گذرمان کمتر است اما تصور میکنند "سعید معروف" اند یا" زرینی" یا..فقط میخواهند بپرند و آبشار بزنند ...حالا توی تور یا اوت یا..بماند..از پاسور متوقعند سهم  پاسها راهم بر حسب  موقعیت اجتماعی شان به آنها زیاد ارسال کند( که بیخود! زمین جایی برای ورزش است نه این اغلاط اضافی!)

پاسور با تمامی بازیکنان تعامل دارد و باید پاسخگوی همه باشد ..من حوصله این همه تعامل در این زمین  را ندارم ..از خود مرسی گری..من بهترینم- بازی حالم بد میشود..اینها در میان بازیکنان حقیقی جایی ندارد..حتی حرفه ای ترین بازیکنان را هم از بازی جدی معاف میکند ..زیرا بازی های سخت و حرفه ای چالشی هستند که اگر در آنها تخصص و اخلاق خوب بازیکن هردو در خدمت زمین قرار نمگیرد بازی را برای تیم دشوار و آن را محکوم به شکست میکند..من به خوبی یاد دارم که در بعضی از زمینها فقط به خاطر همیاری و هماهنگی خوب از تیمی قویتر بردیم و در یکی دو بازی حساس هم به خاطر اشتباه در تشخیص بهترین فرد برای حمله و عدم همکاری باختیم..من برای کسی که ادب اش به اندازه بازی اش رشد نکرده پشیزی ارزش قایل نیستم...برای من او فقط یک بازیکن خوب است نه یک رفیق..

ج.چگونه گفتن؟

دوست مهربانی است اگر بعضی حرکات رانکند.بازیکن خوبی است اگر تک گرایی نکند ..اما میکند و بهمین علت در مجموع تعداد خطاهایش از امتیازاتش فراتر میرود..عیب دیگرش این است که اگر بیرون یا درون زمین خطاهایش را گوشزد کنی لج میکند و بیشتر خراب میکند..حرفهای ما انگار بر گوشش میوزد و دور میشود ..فرو نمیرود به دالان شنوایی ..

پس من و فاریا کی باید بهش بگوییم که با این اشکلات تمام قدرتش هم از او بازیکن خوبی نمیسازد ؟( ها فاریا؟ کی بهش بگوییم؟)

پی اس:

چه پست ورزش زده ای!

ببخشید دوستان..اما من عاشق والیبال و کوهنوردی ام و اگر کمی قویتر بودم که ای کاش بودم..با کله میرفتم توی دیواره صخره نوردی..اما نمی توانم...بهتر بگویم هنوز نمیتوانم

 ایضا پی اس:

البته فاریا همچنان پاس میدهد..خداوند در او ملیونها خروار صبر و خودداری و اخلاق نیک ذخیره کرده..میگویید نه؟ به زمین بازی ما سری بزنید!