البته درست این جمله اینه:" از دوست به یادگار دردی دارم.."

تصور کنین کوچولوی نازنین خوشگل شیطونی که اتفاقاً قلب و روح و جان شما

هم هست ...

به جای این که از انگشتاش برای کشیدن لپ مبارک ..استفاده کنه.. ناخن های

نازک تیغ مانندشو فرو کنه تو صورت شما و جاش مثه خط چاقو  بمونه..

دعواش میکنین؟

خب بله تا اندازه ای درسته. منم این کارو کردم و گفتم :"این کار نی نی های بده !

خاله جونی!دا کردن عیبه.. نازی!"

اونم گردنشو کج کرد و با لحن فرشته کوچولویی گفت:"بوش( بوس)!

 اما چند دقیقه بعد دوباره در حال شیطونی یادش رفت و خوشحال از اسباب بازی

جدید عین شیطونک کوچولویی پرید و تا بفهمم چی شد اون طرف صورتم هم زخم

شد این بار بیشتر..

در حینی که مامانش داشت اونو دعوا کرد( و منم مثلاً داشتم گریه میکردم ..یا

بهتر بگم ادای گریه رو در می آوردم که بدونه زخمی شدن برای دیگران درد داره

وکار خوبی نیست  )چند بار هی " بوش!بوش"کرد اما مادرش گفت :"نه! همه چی

که با بوس درست نمیشه که!نباید اصلاً کسی رو دا کنی!این کارو بکنی دیگه

خالجونی تو رو دوست نداره. تو رو ده ده نمی بره !برات هم اسباب بازی نمی

خره.. دیگه هم خالجونی تو نمیشه.."( چقدر تهدید برای یه عدد  دای کوچولو!البته

من به اصول تربیتی خواهرکوچکم اعتماد دارم..

 اونوقت چشمای فندقی دوست کوچولوی عسل من قرمز شد و کم مونده بود

گریه کنه..که من و مامانش ( خواهرم)دلمون سوخت و من بغلش کردم و از قول

اون به مامانش قول دادم .. دیگه کسی رو دا نکنه..

به هر حال فعلاً من از این دوست کوچولو که صورت خوشگلش عین قلبه" به

یادگار زخمی دارم"که نشون میده

در این دنیا کسی هست که از من نمی ترسه.. چه خوب!

کوچولویی هست که به من بسیار نزدیکه..بازم چه خوب!

این کوچولو احتمالاً بعد از تمرین رو صورت من دیگه کسی رو چنگول نمیگیره

( خدا کنه! ایشالله!)

 و یه عالم چیزای خوبه دیگه..این زخم کوچولو با هزار پایی که جای گذر چاقوی

یه کوچه- مرد تو یه خیابون تاریک تو یه شب دعواست فرق داره..این زخم یعنی

من خاله ام و یه کوچولوی  شیرین شیطون به من نزدیکه..اندازه ای که بتونه بی

ترس به صورتم با دستای نازک و کوچولوش اثری مثه یه نقاشی با مداد رنگی رو

دیوار بذاره..این تنها زخمی یه که دوستش دارم!