در تنهایی..نه در تنهایی در جمع هم  به تو فکر میکنم.

به سالهای سختی که گذراندی.

به این که بسیار تنها بودی.

دراین   کهخواستی عین تنهایی و بی پناهی و بی تکیه گاهی اگر بتوانی به بقیه کمک کنی..به این که دغدغه ات دغدغه هایت بزرگ باشد ..آموختن ..دوست داشتن درست ماندن..تلاش کردن..اجتناب از اشتباه.. در این که حتی وقتی نمی توانی به کسی اعتماد کنی برای راست گفتن..دروغ نگویی. دست کم به تلاش برای کاسه لیس و متملق نبودن  هم نرسی...

اول هایت یادت می آید اخموی مهربان!

به این که به جای واژه ها از عمل  کنی..به این که خودت باشی..به این قول بیخودی ندهی..به این که ظاهرت یک وقتهایی بیشتر از باطنت به نظر نیاید..به این که اول کسانی را مسئولیتشان با توست ببینی بعداً خودت را.. و ای بسا این بعداً لامصب هرگز نمی آمد..

دارند اذان میزنند و من دارم برای تو دعا میکنم. برای کسی که همیشه خودش و وجودش بهترین هدیه برای دوستانش است..

برای کسی که برای دوست داشته شدن باج نمیگیرد و برای دوست داشتن باج نمیدهد

برای کسی که با همه آنچه بر او رفته است سعی میکند اگر دلشکسته است سر شکسته نباشد ..

برای کسی که به قدر استطاعت دلش مهربانی میکند ..

برای کسی که درون و زیبایی های خودش را زیر مهی از غبار و مه پنهان کرده است ( فکر کرده ای من هم هم کورم؟یا گمان کردی هیاهوی عربده دیگران گوشم را از شنیدن آنچه روح تو آهسته زمزمه میکند باز داشته؟)

فکر کرده ای اگر خسته یا عصبانی بشوی فراموش میکنم این غباریست گذرا بر صورت حقیقی تو؟

تو انسان بزرگی  هستی حتی اگر اسیر محدودیت های کوچک باشی ..و می دانم وقتی ..زمانی میرسد که محدودیتهایت تو را تعریف نکنند ..خودت باشی و خودت..گرچه برای من فرقی نمیکند من تو را همچنان که هستی میبینم..

هیچوقت در آینه چشمهای من به خنده خودت نگاه کرده ای؟خنده آرام و زیبایی که به چشم من قشنگ ترین چیز دنیاست..

هی رفیق! بیشتر بخند دنیا هنوزآنقدر بی صاحب نشده که برای خوبی و زیبایی جایی نداشته باشد..

پی اس:

بلا می سر!